حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2325
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كراسّوس و بعد اظهارات او در مجلس سناى سلوكيّه بر پلوتارك بقدرى ناگوار آمده ، كه نتوانسته است حسّيّات خود را ، چنان كه شايان مورّخى است ، اداره كند و الّا ، بجاى اين همه عبارت پردازى و تشبيهات غيرمناسب ، كافى بود بگويد : توبيخ روميها به سورنا نميبرازيد ، زيرا خودش هم مانند آنها عشرتپرست بود يا بدتر از آنها . پس از آن پلوتارك گويد ( كراسّوس ، بند 43 ) وقتى كه سورنا نمايشى در سلوكيّه ميداد ، هيرود پادشاه با آرتاواسد « 1 » پادشاه ارمنستان صلح كرد و خواهر او را براى پسر خود پاكروس گرفت . در اينموقع دو پادشاه ضيافتهائى براى يكديگر ميدادند و در موقع مهمانيها تصنيفاتى از ادبيّات يونان ميخواندند ، زيرا هيرود نسبت به زبان و ادبيّات يونانى بيگانه نبود و آرتاواسد در اين زبان نمايشاتى حزنانگيز و خطابهها و چيزهائى راجع بتاريخ نوشته بود . وقتى كه حاملين سر كراسّوس بدرب طالار پذيرائى رسيدند ، ميهمانان از سر ميز برخاسته بودند و بازيگرى از شهر ترال « 2 » كه ژازن « 3 » نام داشت ، بازى آگاوه « 4 » را از تصنيف اورىپيد « 5 » ، موسوم به باكّانت ، نمايش ميداد و تمام حضّار با لذّتى هرچه تمامتر بسخنان او گوش ميدادند . در اين حين سيلّاس بطالار وارد شده در پيش پادشاه به خاك افتاد و سر كراسّوس را بپاى او انداخت . در حال هلهله شادى و كف زدنهاى ميهمانان شروع گرديد و خدمه بامر پادشاه سيلّاس را سر ميز نشاندند ، اما ژازن ، كه بيكى از آوازخوانان لباس پانته را پوشانده بود ، فورا سر كراسّوس را برداشت و اين اشعار ، آگاوه را خواند : « از بلندى كوهستانهايمان اين بچه شير را ، كه آفت جلگههاى ما است ، باينجا آورديم . از اين صيد ، كه باعث سعادت است ، فاتح را مفتخر ميدانيم » . از اين مناسبخوانى ، تمامى حضّار لذّت بردند و نمايش دهندگان دنباله اين شعر را خواندند ، يعنى آنجائى را ، كه آوازخوانان مىپرسند : « چه دستى او را زد ؟ »
--> ( 1 ) - Artavasde ( ارتهباذ ) . ( 2 ) - Tralles . ( 3 ) - Jason . ( 4 ) - Agavee . ( 5 ) - Eurypide .